خرید بک لینک
صدا کن مراصدای تو خوب استصدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبیستکه در انتهای صمیمیت حزن میرویدما در دهههای پیشین در جلسات انجمن قطب متنهایی را خواندهایم و سلسلهجلساتی در موضوعات مختلف ادبیات داشتهایم. گلستان سعدی، غزلیات شمس، تاریخ بیهقی، شاهنامهی فردوسی، غزلیات حافظ و خسرو شیرین نظامی در سالهای گذشته در جلسات انجمن شعر و ادب قطب خوانده شده است.حالا قرار است در انجمن قطب به لطف استاد سید علی موسوی سری بزنیم به آثار سهراب سپهری و با زندگی و شعر سهراب بیش از پیش آشنا شویم. انجمن قطب جاییست برای شعر گفتن و شعر شنیدن و سخن گفتن از ادبیات.#انجمن_قطب #سهراب_سپهری#سید_علی_موسویکانال تلگرام ما https://t.me/anjomanghotbپینوشت: مصرعهای آغازین از سهراب سپهری است.برچسبها: انجمن شعر قطب, سهراب سپهری ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 13:41

زندگی تر شدنِ پی در پیزندگی آبتنی کردن در حوضچهی اکنون استرختها را بکنیمآب در یکقدمیستاگر فایلهای صوتی انجمن شعر قطب را شنیده باشید کنار صدای فواره و نسیم در پسزمینه همیشه صدای بازی کودکان جریان دارد. سالهاست که ششماههی اول سال جلسات انجمن قطب در اقامتگاه بومگردی تهمینه برگزار میشود و بچهها چشم میکشند که عصر شنبه از راه برسد و یکدیگر را ببینند.ما هم مثل همان بچههای پرذوق هستیم که شرم و وقار بزرگسالی را همراه داریم اما وقتی در ابتدای جلسه با هم سلام و احوالپرسی میکنیم برق چشمهایمان فریاد خوشحالی سر میدهد. مثل همیشه آغازین روز هفته را با شعر شروع میکنیم. برای شرکت در جلسات انجمن شعر قطب همین که به ادبیات علاقهمند باشید کافی است. یار باقی، دیدار باقی.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 13:41

در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۵۸ پیام ولایت که در ۲۴ خردادماه ۱۴۰۱ منتشر شده،با زندگی و شعر شاعر شاعر همشهری حمیدرضا عبدالله زاده'>زاده آشنا خواهید شد.به رنگ امروزاز میانهی دههی هشتاد تصمیم گرفتم به معرفی شاعران تربت حیدریه بپردازم و برای انتشار زندگینامهها و دیگر مطالب مربوط به شعر تربت حیدریه وبلاگنویسی را شروع کردم. در مورد شاعران پیشین به تذکرهها و کتابها مراجعه میکردم و در مورد شاعران معاصر یا از کتابهای تازه چاپ شده استفاده میکردم یا با دوستان شاعرم مصاحبه میکردم. این مصاحبهها اول به صورت برگهای از سوالات بود که به شاعران داده میشد و با جوابهایی که ایشان میدادند زندگینامه را مینوشتم. در ادامه یک ضبط صوت کوچک خبرنگاری خریدم و با شاعران مصاحبه میکردم. الان سالها از آن تصمیم میگذرد و زندگینامهی بیشتر شاعران تربت حیدریه در دسترس است که با جستجوی نام ایشان میتوانید در سایتها و وبلاگها بخوانید.در مورد قدما با یک بار نوشتن زندگینامه شاعر کار تمام است مگر اینکه منبع تازهای به دستم برسد اما در مورد معاصرین باید هر چند سال یکبار اطلاعات جدید اضافه شود و متن بازنویسی شود که نیازمند صرف وقت بیشتر است. وقت آن است که جوانترها به میدان بیایند و کار را پیش ببرند. به قول اخوان: «رسیدهایم من و نوبتم به آخر خط/ نگاه دار جوانها بگو سوار شوند» آنچه در ادامه خواهید خواند مصاحبهی من با حمیدرضا عبدالله زاده شاعر خوب همشهری و برندهی جایزهی قیصر امین پور است که در اواخر اسفندماه ۱۴۰۰ ضبط شده است. حمیدرضا عبدالله زاده در دهم آذرماه ۱۳۶۹ در تربت حیدریه به دنیا آمد. خانهی پدری او در خیابان قائم تربت حیدریه پشت ادارهی نوغان قرار دارد. او فرزند اول یک خانوادهای چهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 13:41

با تشکر از خانم آزاده قهرمان فرزند مرحوم هاشم قهرمان به خاطر ارسال عکسدرون خانهی مندو تا پرندهی کوچکدو مرغ در قفسندهمیشه بال و پری میزنند و تنهایندهمیشه همنفسندپرنده را گفتم:بخوان! همیشه بخوان! تا بهار راهی نیستپرنده دانهی اشکی فشاند و با من گفت:من از رسیدن فصل بهار محزونمتو خوب میدانیقفس برای من و ما همیشه زندان است#هوای_تازه#هاشم_قهرمانکانال تلگرامی انجمن شعر قطبhttps://t.me/anjomanghotbبرچسبها: هوای تازه, هاشم قهرمان, آزاده قهرمان, بهمن صباغ زاده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 13:27

نقش پای رفتگان؛ نگاهی به زندگی و شعر شادروان خسرو یزدانپناه قرائینام و شعرِ شاعران زاوه و تربت حیدریه از دیرباز در تذکرههای مختلف آمده است و تا عصر قاجاریه که تذکرهنویسی رواج داشت در هر تذکرهای میشود نشان شاعران این آب و خاک را جُست. در روزگارِ کتابهای چاپی نیز همشهریان و هماستانیهایی بودهاند که کمر همت بستهاند و زندگینامه و شعرِ شاعران همشهری را ثبت و ضبط کردهاند اما این کتابها و تذکرهها هیچوقت کامل نمیشود و همواره شاعرانی را میشود پیدا کرد که نامشان در تذکرهها قید نشده باشد یا اگر نام و شعرشان وجود دارد به اجمال آمده است. در دههی گذشته من با هر دو عزیز درگذشته مصاحبهی تلفنی انجام دادم و زندگینامه و شعر ایشان را در وبلاگم منتشر کردم و حالا با ویرایشی جدید و اطلاعات تکمیلی بازنشرش میدهم.آنچه در ادامه میخوانید حاصل مصاحبهی تلفنی با استاد تیمور قهرمان در سال ۱۳۹۵ و مصاحبهی تلفنی و رد و بدل شدن چند ایمیل با استاد خسرو یزدانپناه قرایی در سال ۱۳۹۳ است.خسرو یزدانپناه قرایی مردی بود که میتوان ایشان را در مهربانی مَثَل آورد. وقتی برای اولین بار با ایشان تلفنی صحبت کردم از نظر جسمانی حال مساعدی نداشتند اما بسیار مهربان و باروحیه صحبت کردند. با صبر و حوصله تماسهای مرا جواب میدادند، سوالهایی که با ایمیل برای ایشان فرستادم را نیز پاسخ گفتند و در نهایت نامهای زیبا برایم نوشتند که به لطف آقای مهرداد بنایی و پاکنویسشده به خط خوش ایشان به دستم رسید. نامهی مهربانانهی استاد یزدانپناه قرایی به تاریخ هشتم بهمنماه ۱۳۹۳ شد بنای نوشتهای شد که در ادامه میخوانید.خسرو یزدانپناه قرایی متولد هفدهم فرودینماه سال ۱۳۱۰ هجری شمسی است و خود در قصیدهای این بیت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 13:27

در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۵۷ پیام ولایت که در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ منتشر شده، با زندگی و شعر شاعر شاعر همشهری غلامرضا اعتقادی آشنا خواهید شد.هر وقت غلامرضا اعتقادی را در جلسهی شعر میدیدم ناخودآگاه یاد بیتی از یغمای نیشابوری میافتادم که گفته بود: «من یکی کارگر بیل به دستم، بر من/ نام شاعر مگذارید و حرامم مکنید». وقتی مشغول جمعآوری اشعار اعتقادی برای چاپ کتاب شعرش بودم خودش همین بیت را برای پشت جلد پیشنهاد کرد و من گفتم شما همیشه برای من تداعیگر همین بیت بودهاید. اعتقادی مردی خوشطبع و بذلهگوست و همیشه شعرخوانیاش در جلسات انجمن شعر، همراه با شوخی و خنده است. وقتی شعرش را میخواند به گویش تربتی میگوید: «گودال کِلَر شعرِمارُم وَرگِن دِگَه» و منظورش این است که استادان انجمن اشکالات وزنی شعرش را تذکر دهند.غلامرضا اعتقادی بیش از آنکه شاعر باشد، کشاورز است. دستی'>دستی در خاک دارد و دستی در شعر. اعتقادی مانند یغمای خشتمال نیشابوری به کارگر بودنش افتخار میکند. پینههای دستش را نشان میدهد و میگوید از کودکی کار کردهام و تا وقتی بتوانم کار خواهم کرد. غلامرضا اعتقادی را در تربت به نام «شیخ اعتقادی» میشناسند. هر کس که چند جلسهای در نماز جمعه شرکت کرده باشد حتما او را میبیند و شعرهایش را میشنود. اعتقادی که به رسم خراسانیها دستار میبندد معمولا در مراسم مختلف شعری که در تربت و شهرستانهای اطراف تشکیل میشود حضور مییابد و با توجه به مناسبتهای مذهبی اشعاری را میسراید و برای مردم میخواند.اعتقادی جزو شاعرانی است که تحصیلات چندانی ندارد اما مانند غالب مردم خراسان مایهای برای شعر گفتن دارد و وزن را درک میکند. بد نیست اضافه کنم که ما در خراسان نوعی شعر داریم بیشتر به وزن دوبیتی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 13:27

ماییم ز عشق یافته مرهمِ خودبر عشق نثار کرده هر دم دمِ خودتا هر دمِ ما حوصلهی عشق روددر هر دم ما عشق بیابد دم خوداین ماییم و اینجا حیاط رباط تهمینه است. شنبهها ساعت پنج تا هفت عصر اینجا زمان متوقف میشود. ما دغدغههایمان را پشت درِ بزرگ کاروانسرا جا میگذاریم و با لبخند وارد رباط میشویم. در این زمان خاص و در این مکان خاص که به انجمن قطب مشهور است مهمترین کار دنیا شعر است و ما خلق شدهایم تا کنار هم بنشینیم و لحظهها را به عاطفه و موسیقی و خیال گره بزنیم.برای شرکت در جلسات انجمن شعر قطب همین که به ادبیات علاقهمند باشید کافی است. یار باقی، دیدار باقی.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 22:01

گرامیداشت استاد محمد قهرمان در زادگاهشاز سال ۱۳۹۵ هر ساله مراسمی به یاد استاد محمد قهرمان در زادگاهش روستای امیرآباد برگزار میشود. این مراسم شکلهای مختلفی را تجربه کرده است از همنشینی ساده با اهالی روستا تا دعوت رسمی از شاعران مطرح خراسان در یک جشنوارهی دو روزه با کمک مسئولین شهرستان، اما در نهایت به این نتیجه رسیدهایم که در یک دعوتنامهی عمومی همهی دوستداران استاد محمد قهرمان را به این مراسم دعوت کنیم.میزبان مراسم خانوادهی قهرمان هستند و کارهای اجرایی را شاعران تربت حیدریه به عهده دارند. امیرآباد دهیست کوچک که سروی چون قهرمان در آن رویید و بالید و سایهگستر شد.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 22:01

نخستین جشنوارهی گردشگری ادبی ابریشمشعر و نثر در موضوعهایابریشم، پیله و پروانه، حریر و پرنیان، صنایع دستی، گردشگری، میراث فرهنگی، نوغان، زریبافی، تربت حیدریه، بایگ (شهر ملی ابریشمکشی)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: جمعه 28 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:31

برادرجان خراسان است اینجاسلام. من بهمن صباغ زاده هستم یکی از شاعران خراسان. با کمک دوست شاعرم زینب ناصری میخواهیم لیستی از انجمنهای ادبی خراسان برای معرفی این انجمنها آماده کنیم. هدف ما ارتباط بیشتر شاعران خراسان با یکدیگر است. البته بدون کمک شما این لیست کامل نخواهد شد. میتوانید مشخصات انجمن ادبیتان را به این صورت برای ما بفرستید.نام انجمن/ شهر/ دبیر انجمن/ روز و ساعت/ آدرس/ راههای ارتباطیhttp://bahmansabaghzade2.blogfa.com/post/3382#انجمن_های_ادبی#خراسان#بهمن_صباغ_زاده#زینب_ناصریhttps://t.me/bahmansabaghzadehttps://t.me/ParvaneheAbiandNilmahhttps://t.me/anjomanghotbپینوشتها:مصرع آغازین از ایرج میرزا است.تصویر مهدی اخوان ثالث از جلد ده کتاب، نشر زمستانانجمنهای ادبی به تفکیک روز هفتهشنبه:انجمن شعر و ادب قطب/ تربت حیدریه/ احمد نجف زاده/ شنبه ساعت 5 تا 7 عصر/ باغملی کتابخانهی شهید بهشتی، بهشتی ۵ اقامتگاه بومگردی تهمینه/ راههای ارتباطیhttps://t.me/anjomanghotbhttps://www.instagram.com/anjoman.ghotbانجمن دانشگاه فردوسی/ مشهد/ نازنین جلایری/ شنبهها ساعت ۱۷ تا ۱۹/ دانشگاه فردوسی، دانشکدهی ادبیات، تالار حائرییکشنبه:جلسهی شعر حوزه هنری/ مشهد/ حسن سرداری/ یکشنبه ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰/ بین هاشمیهی ۲۰ و ۲۲انجمن سپیدار/ کاشمر/ مجتبی عباسی هاشم آبادی/ یکشنبه ۱۷ تا ۱۹/ ابتدای خیابان بهبودی، کتابکدهی نردبان آسمان/ راههای ارتباطیhttps://t.me/baghehekmat05155243444 کتابکدهی نردبان آسمانانجمن نویسندگان اوسنه/ تربت حیدریه/ الهام جاویدیان/ یکشنبه ساعت 5 تا 7 عصر/ خیابان مطهری بین مطهری ۴ و ۶/ راههای ارتباطیhttps://t.me/osane_torbatانجمن ادبی ارغوان/ مشهد/ عصمت میرزایی/ یکشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: جمعه 28 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:31

در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۹۷ پیام ولایت که در ۱۸ آبان ۱۴۰۲ منتشر شده، در این شماره با زندگی و شعر شهابی تربتی شاعر و عالم عصر قاجار و پهلوی آشنا خواهید شد.در این شماره میخواهم بزرگمردی را از شاعران تربت حیدریه به شما معرفی کنم که در این شهر منشأ خیر و برکت بود و فرزندان و نوادگانش از نامداران و مفاخر این شهر شدند. شاید خیلی از خوانندگان با زندگینامهی استاد محمود شهابی و یا استاد علیاکبر شهابی که از برجستهترین استادان دانشگاه در زمان پهلوی بودند آشنا باشند اما پدر این دو استاد بزرگ کمتر شناخته شده است. این مطلب در معرفی شاعری اهل دل و اهل ذوق به نام شیخ عبدالسلام شهابی است که در زمان قاجاریه و پهلوی در این گوشهی کوچک از خراسان بزرگ زندگی شاعرانه و عارفانهای داشته است.عکس در حدود سال ۱۳۲۸ هجری شمسی گرفته شده است. سمت راست آقای رفیعی، مرحوم شهابی تربتی در وسط و سمت چپ آقای قندیلی قرار دارند.محمدابراهیم بن علیاکبر بن حسین بن خواجهمحمد بن خواجهاسماعیل، که به نام عبدالسلام مشهور بود، در ۲۷ تیر ۱۲۶۰ هجری خورشیدی برابر با ۲۰ شعبان ۱۲۹۸ هجری قمری برابر با دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در خانوادهای که همه از عالمان دین بودند در تربت حیدریه به دنیا آمد. نسبش به شخصی موسوم به خواجه میرسد که گفتهاند از نزدیکان قطبالدین حیدر بوده است. طبق نظر اعتمادالسلطنه صاحب مرآة البُلدان جد بزرگ این شاعر یعنی خواجه در سال ۶۱۸ هجری قمری در تربت وفات کرد و در همان شهر مدفون شد. پدرش آخوند ملااکبر و پدربزرگش آخوند ملاحسین از علمای بنام تربت حیدریه بودند. پدرش ملااکبر در حاشیهی قرآن میراثی خانواده نوشته است که هنگام تولد عبدالسلام، ستارهی ذوالذنب در حول جدی طالع بود و لقب او را شهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 15:27

در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۹۹ پیام ولایت که در ۱ دی ۱۴۰۲ منتشر شده با زندگی و شعر فاضل قاضوی بایگی شاعر دورهی قاجار و پهلوی آشنا خواهید شد.شاعری از یاد رفته، فاضل قاضوی بایگیگاهی شاعرها که بعضا شاعران خوبی هم هستند در فراموشخانهی دنیا از یاد میروند. آدم نمیداند باید از روزگار فراموشکار شکایت کند یا از آن شاعر که آثارش را منتشر نکرده است. به قول یکی از شاعران دورهی خراسانی به نام عَمعَق بُخاری «ما را چو روزگار فراموش کردهای/ یارا! شکایت از تو کنم یا ز روزگار؟» به هر حال فراموش شدن شاعران خوب و از میان رفتن اشعارشان مایهی دریغ است. انگار همیشه قرار نیست به فرمایش خواجهی شیراز صدای سخن عشق در این گنبد دوار بماند. در این شماره میخواهم راجع به شاعری از یاد رفته بنویسم که امیدوارم با انتشار این مطلب و یادکردِ این شاعر همشهری، کسانی پیدا شوند که اطلاعات بیشتری از او در اختیار داشته باشند و با به اشتراک گذاشتن آن به نحوی شعر و زندگینامهی این شاعر در آینده به تفصیل بیشتری منتشر شود.محمدرضا فاضل قاضوی شاعری بود که در انتهای دورهی قاجاریه و ابتدای دورهی پهلوی در تربت حیدریه و مشهد زندگی میکرد. فاضل قاضوی اصالتا از بایگ تربت حیدریه بود که در آن روزگار قریهای آباد و مشهور بود و امروزه شهریست که در شمال غربی تربت قرار دارد و ابریشمش چون روزگاران دیرین شهرت دارد.فاضل قاضوی تقریبا معاصر با شهابی تربتی است که در شمارههای پیشین به زندگیاش پرداختهام. از فاضل قاضوی تنها یک رباعی به نقل قول از پسرش آقای مهندس قاضوی به دست ما رسیده است، آنهم به لطف گلشن آزادی شاعر آزادهی تربتی که گوهرشناس بوده و به شنیدن همین یک رباعی به مایهی فاضل در شعر پی برده است و نامش را در کتاب صادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 15:27

در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۸۴ پیام ولایت که در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۲ منتشر شده، در بخش هوای تازه شعری میخوانید از شاعر جوان همشهری خانم زینب ناصری.زینب ناصریمیبینی اشکامواین آخرین بارهاخماتو جمعش کنقلبم شده پارهاز چشمم افتادیهمراه با اشکامدیگه ترک خوردهاین عشق بیفرجاممیرم، نمیمونماین بهترین کارهمیخوام برم اماقلبم نمیذارهمیشم یه دیوونهقلبم یه بیمارهاکسیر عشقت رواز من طلبکارهحالا منم موندمبا قلب دیوونهمپامو بذارم روش؟نه! نه! نمیتونم!#زینب_ناصری#بهمن_صباغ_زاده#شاعران_همشهری#پیام_ولایتپی نوشت:عکس از آرشیو انجمن شعر و ادب قطب تربت حیدریه به تاریخ یکشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۲۳این چهارپاره از اولین اشعار خانم زینب ناصری است.زینب ناصریکانال تلگرامی انجمن شاعران ستاره قطب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 16:19

در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۷۹ پیام ولایت که در ۲۹ بهمنماه ۱۴۰۱ منتشر شده، در این شماره با زندگی و شعر سید حسین سیدی شاعر تربت حیدریه آشنا خواهید شد. هر دو بزرگوار اهل روستای خیرآباد مهولات هستند.سید حسین سیدیشاعر اهل بیت؛ نگاهی به زندگی و شعر سید حسین سیدی به قلم بهمن صباغ زاده (بخش اول)سید حسین سیدی که من از سرِ دوستی او را «سیّد» خطاب میکنم از شاعران خوب تربت حیدریه است که در ابتدای دههی هشتاد با او آشنا شدم. لحن محکمش در شعرخوانی و کلام روانش، همینطور سادگی و صفایی که در جمع دوستان داشت خیلی زود باعث شد او یکی از صمیمیترین دوستانم شود. چه شنبههایی که آماده شدیم تا با هم به انجمن شعر تربت حیدریه برویم در حالیکه شعرهایمان را پیش از آن با نظر هم اصلاح کرده بودیم هر غزل از فیلتر ذهن هر دو نفر گذشته بود. چقدر در زبان و مضمون به هم نزدیک شده بودیم طوری که آنسالها شعر من و سیدی کاملا به هم شبیه شده بود. شعر باعث شده بود بتوانیم دنیا را از دریچهی چشم هم ببینیم و همین دوستی ما را گرمتر میکرد. حالا بعد از حدود هفده هجده سال، جمعه ۱۶ دیماه ۱۴۰۱، سید حسین در دفتر محل کارم روبهروی من نشسته بود و قرار بود به سوالاتم پاسخ دهد. قبل از شروع صحبت، عذرخواهی کردم که اینقدر دیر به سراغش رفتهام و این مصاحبه باید خیلی پیشتر از این انجام میشد. مصاحبهی یک ساعتهی ما در روز آفتابی و سرد زمستان به گفتگویی گرم تبدیل شد که در ادامه خواهید خواند.سید حسین سیدی در ۱۰ فروردین ۱۳۵۹ در روستای خیرآباد مهولات به دنیا آمد هر چند در شناسنامهاش دوم شهریور نوشته شده است. در ابتدای راه شاعری مدتی «مسیحا» تخلص میکرد ولی خیلی زود از جرگهی شاعران دارای تخلص خارج شد و به انبوه شاعران بدون تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1402 ساعت: 15:34

در صفحهی فرهنگ و هنر شمارهی ۱۷۶ پیام ولایت که در ۹ بهمنماه ۱۴۰۱ منتشر شده،در این شماره ب زندگی و شعر محمدرضا خوشدل شاعر، خوشنویس، نقاش، مجسمهساز و طراح تربت حیدریه را خواهید خواند.محمدرضا خوشدلبعد از مصاحبه با آقای رضا رستم زاده شاعر همشهری در مشهد، قرار مصاحبه با آقای محمدرضا خوشدل دیگر شاعر همشهری ساکن مشهد را گذاشتم. ایشان با روی باز پذیرفتند و آذرماه ۱۴۰۱ توفیق رفیقم شد و دو شب با این شاعر همشهری به گپ و گفت نشستم. صحبتهای ما بیشتر حول محور علاقهی مشترکمان یعنی شعر گویشی تربت حیدریه دور میزد و در بین صحبتها باز به سوالات مصاحبه برمیگشتیم. محمدرضا خوشدل مردی باسواد، مهربان، مهماننواز و سرد و گرم چشیده است. آنچه در ادامه خواهید خواند حاصل صحبتهای من با آقای خوشدل در دهم و بیست و چهارم آذرماه ۱۴۰۱ است.محمدرضا خوشدل در اول آذرماه ۱۳۴۵ در دولتآباد زاوه به دنیا آمد. پدرش بمانعلی خوشدل به کار ساختمانی مشغول بود، البته کار بنایی در محیطی کوچک مثل دولتآباد کاری دائمی محسوب نمیشد و او به عنوان استاد بنا اغلب در شهرستانهای همجوار کار میکرد. مادرش خانم فاطمه صاحبکار خواهر شاعر نامآشنای خراسان آقای ذبیحالله صاحبکار بود. او زنی خوشسخن و ادبدوست بود که از کودکی در خانوادهای اهل ادب رشد کرده بود. پدربزرگ محمدرضا، کربلایی ابراهیم صاحبکار در روستا مجلس شاهنامهخوانی برگزار میکرد و فرزندانش با فردوسی، سعدی، مولانا و حافظ بزرگ شده بودند. آقای خوشدل در مورد مادرش میگوید: «او زنی روستایی بود که کودکیاش را پای مجلس شاهنامهخوانی گذرانده بود. در سالهایی که دبیرستانی یا دانشجو بودم گاهی سوالات درسی ادبیات را از مادرم میپرسیدم و او به راحتی جواب سوالهایم را میداد.»دوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1402 ساعت: 15:34

صفحه بندی