
دلسوختهام، هیچ ندارم به جز آهم
یک عمر به شوق تو به در مانده نگاهم
سنگینی غم روی دلم قابل وصف است
در دست تو انگار شبیه پر کاهم
هر روز سر راه توام تا تو بیایی
انگار نه انگار به ره مانده نگاهم
«تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی»
در آب نمایان شدی ای جلوهی ماهم
در هجر تو چون مُفلس بی مال و منالم
در بودن تو لیک ولی حضرت شاهم
گفتی که بگو جرم و گناهت به چه سنجم؟
جرمم فقط این است که بی جرم و گناهم
چون شعرِ غزل هستی و چون بیتِ رباعی
از چشم تو درمانده و هم قافیه خواهم
شهبیت غزل بود که با درد نوشتم
تو راهیِ راهی من هم راهیِ راهم
#احمد_حسن_زاده
#1_1
#پیام_ولایت
کانال انجمن شاعران ستاره قطب
برچسب:
نویسنده: محمد محمودی